تبليغاتX
نوشته های دلتنگی

یا مقـلــّب القـلوب والأبصار                    یــا مــدبـّـراللـّیـل والـنـّهـار

یا محـوّل الحـول والأحـوال                    حوّل حالنا إلی أحسن الحال

آغاز سال ۱۳۸۶ هجری شمسی بر همه ی ایرانیان در سراسر جهان تبریک و تهنیت باد .  

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 2:42  توسط محمّد  | 

اغنیا مکـّه روند و فقرا رو به تو آرند

جان به قربان تو شاها که حجّ فقرایی

أللــّهُـمَّ صَـلِّ عَلیٰ عَلیِّ بۡـن ِ موسَی ﭐلرّضَا ﭐلمُرۡ تـَضیٰ ، ألۡـإمام ِ ﭐلتـَّـقیِّ

 

ﭐلنـَّـقیِّ ، وَ حُجـَّـتِکَ عَلیٰ مَنۡ فـَوقَ ﭐلأرۡ ض ِ وَ مَنۡ تـَحۡـتَ ﭐلثــَّریٰ ،

 

ألصِّـدّیق ِ ﭐلشـَّهیدِ ، صَلوة ً کـَـثیرَة ً تآمَّة ً زاکیَة ً مُتـَواصِـلـَة ً مُـتـَواتِرَة ً

 

مُـتـَرادِفـَة ً ، کـَأفـۡـضـَل ِ ما صَـلــَّیۡـتَ عَلیٰ أحَدٍ مِن أوۡ لـِـیآئِکَ .

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 2:28  توسط محمّد  | 

آن کـس که بـود امـن و امان جهان از او

در خانه هم ز کینه ی دشمن امان نداشت

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 1:46  توسط محمّد  | 

ز احـمـد تا احـد یک میم فرق است

جهانی اندر این یک میم غرق است

فرا رسیدن سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمّد مصطفی (ص) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 0:59  توسط محمّد  | 
سلام خدمت تمامی دوستان !

با عنایت به اینکه بنده عصر پنج شنبه عازم زیارت امام رضا (ع) هستم و پس از برگشت هم ، بلافاصله ، روز سه شنبه به شهرستان خواهم رفت ، لذا همین امروز مطالب مربوط به ۲۸ صفر و شهادت حضرت رضا (ع) و نوروز را پیشاپیش به شما عرضه می کنم . به نظرم بازگشت من از شهرستان هفتم یا هشتم فروردین ماه خواهد بود ؛ پس تا آن موقع خدا حافظ .

از نوشتن این پست سه هدف رو دنبال می کردم . اوّل این که دوستان انگ کم آوردن و نا امیدی به من نزنند ، دوّم این که سیّد محمّد نگه چرا وبلاگ رو به رگبار بستی و سوّم هم این که بقیه نگند که چرا مطالب شاد و غم ناک رو با هم نوشتی .

ضمن این که قالب وبلاگ هم که ابتدای هر ماه عوض می شد ، همین حالا تعویض کردم .    

+ نوشته شده در  85/12/22ساعت 23:52  توسط محمّد  | 

 

این دفه میخوام از شب چهارشنبه ی آخر سال بگم . همون چهارشنبه سوری . من اصلاً به این کاری ندارم که بعضیا میگن سنّت آتش پرستاست و ما مسلمونا نباید بر پا کننده ی اون باشیم . چون به نظر من اسلام در زمان ورود با ایران تا اندازه ی لازم با آداب و رسوم غلط مبارزه کرده و اونا رو حذف نموده و اون چیزایی که باقی مونده معلومه که منافاتی با اسلام نداشته ، پس ما نبایذ کاسه ی داغ تر از آش بشیم و بی خود سنگ اسلام رو به سینه بزنیم .

اونی که میخوام بگم دقیقاً مربوط میشه به همین دهه اخیر و کارهایی که به اسم این شب انجام میشه . اگه از کارایی که دخترا و پسرا تو جاهایی مثل شهرک غرب و ... میکنن بگذریم و سود هنگفتی هم که از قبل فروش موادّ محترقه عاید فروشندگان و دلـّالان و قاچاقچیان وکشورهایی مثل چین و ترکیه و ... میشه چشم پوشی کنیم ، مسأله ای که مهم جلوه میکنه علاوه بر خطرات برخی از این مواد و سر و صداهای ناشی از اون بر میگرده به تحریف این سنـّت زیبا و دیرپای ایرانیان . اونایی که به اصطلاح دم از زنده نگهداشتن آداب و رسوم و از این قبیل حرفا میزنن ، شابد ندونن که سابق بر این ، مراسم فوق چطوری برگزار میشده : 

مراسم چهارشنبه سوری هم یه چیزی بوده شبیه به شب یلدا . خانواده ها دور هم جمع میشدن و آجیلی و نهایتش با توجّه به اعتقاداتی که داشتن ، آتیشی روشن میکردن و از روش میپریدن . ضمن اینکه مراسم قاشق زنی هم انجام میشده و همین و بس . کی این همه تلفات داشته ؟ هر ساله آمار زخمی ها و احیاناً کشته ها در رسانه ها اعلام میشه . من خودم هم قبول دارم که برخی مواد کاملا ً بی خطرن ، ولی نارنجک ساخته شده از اکلیل و سرنج ، اون هم در ابعاد بزرگ و گاهی از اوقات یک کیلویی ! حتـّی میتونه به اندازه ی نارنجکای جنگی خطرآفرین باشه و سنگ ریزه های داخلش میتونه به مثابه ی ترکش های اون باشه که خب متأسّفانه چشم های زیادی هم به این وسیله کور شدند .   

توضیح تیتر : در قدیم هنگام پریدن از آتیش این جمله رو میگفتن و منظورشون اون بوده که زردی ـ نماد بیماری - خودشون رو به آتیش میدادن و ازش سرخی - نماد صحّت و سلامتی - طلب میکردن . ( زردی من برای تو ، سرخی تو برای من ) 

+ نوشته شده در  85/12/22ساعت 15:25  توسط محمّد  | 
یه چند وقتیه که هر کسی هر چی دلش میخواد بار من می کنه . برای همین هم لازم دیدم که توضیحاتی ارائه بدم ؛

- یکی این که به غیر از "سیّد محمّد" ، "محسن تمیزی" ، "گوهری" ، "سپهر" ، "الیاس" ، "یوسف" ، "ایمان" و "شازده کوچولو" که هر کدومشون در مقطعی لطف کردن و در این وبلاگ نظر گذاشتن ، باقی افراد رو نه دیدم و نه حتــّی صداشون رو شنیدم . 

 - اون دوستانی که منو از نزدیک میشناسن خودشون بهتر میدونن که وصله ی «گرل فرند» و «بوی فرند» و از این جور حرفا به من نمیچسبه و این حرفایی که می بینید گاهی اوقات ردّ و بدل میشه محض دل خوشکنک است و بس و به قول بزرگی من با هیچ کس عهد اخوّت نبسته ام .

- اتــّفاقاً چندی پیش با یکی از دوستان دانشگاهی بحثی پیش اومد درباره ی اس.ام.اس . نظری که من داشته و دارم اینه که چه اس.ام.اس ، چه ای-میل و چه همین گونه نظرات همه وسیله ای هستن برای سرگرمی و خنده و پر کردن اوقات فراغت . من به این کار ندارم که هدف اصلی پدیدآورندگان این ها چه بوده ولی تا این حد می دونم که در جایی مثل کشور ما کاربرد دیگه ای نداره . اینایی که گفتم حرفای به ظاهر عاشقانه رو هم شامل میشه . برخی دوستان هم لطف دارن و با الفاظ برادر و دایی و غیره منو خطاب میکنن که این هم اگر در همین حد باشه ایرادی نداره . 

در پایان عاجزانه از همه ی دوستان خواهشمندم ، فقط نظرات خودشون رو درباره ی مطالبی که من می نویسم بگن و از نگارش چیزای دیگه خودداری کنن . برای محکم کاری هم از امروز تمامی نظرت با تأیید بنده نمایش داده خواهد شد .     

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت 0:44  توسط محمّد  | 
- پـرتـو نـیـکان نگیرد هر که بنیادش بـدسـت   تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است

 

- هـر کـه فـریـاد رس روز مصیبت خـواهـد   گـو در ایّام سـلامـت بـه جـوانـمردی کوش

 

- دوســت مــشــمــار آن کـه در نعمـت زنـد   لافّ یـــاریّ و بـــرادر خــــوانــــدگــــی      

دوســت آن دانــم کــه گـــیـرد دست دوسـت   در پـــریـــشـــان حـــالـــی و درمــانـدگـی

 

- هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمـرد   بـی گـمـان عـیب تو پیش دگران خواهد برد

 

- طاووس را به نقش  نگاری که هست خلق   تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

 

- انـــدرون از طـــــعـــــام خـــــالــــی دار   تـــا در او نـــور مـــعـــرفـــت بـــیــــنــــی

 

- پــای در زنــجــیــر پـــیــش دوســـتــــان   بـــه کـــه بـــا بـــیـــگـــانـــگـان در بـوسـتان

 

- ای قــنـــاعــت ! تـــوانـــگـــرم گـــردان   کــه ورای تــو هــیــچ نــعــمــت نـــیـــســـت

 

- خـوردن برای زیستن و ذکر کردن است   تـو مـعـتـقـد کـه زیـستـن از بهر خوردن است

 

- پــادشــاهــی پــســر بــه مــکــتـــب داد   لــوح ســیــمـــیـــنـــش بـــر کـــنـــار نـــهـــاد

بــر ســر لــوح او نــبــشـــتـــه بـــه زر :   جــــور اســــتــــاد بــــه ز مـــــهـــــر پـــــدر                     

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 17:42  توسط محمّد  | 
- وقتی ما راه می رفتیم زندگی نشسته بود ؛ وقتی ما می دویدیم زندگی راه می رفت ؛ امّا وقتی ما خوابیده بودیم زندگی می دوید ! ( مرحوم حسین پناهی )

 

- عشق سوختن نیست ، سنجیدن است ؛ آتش نیست ، ترازوست . اگر یکی بیش تر بسوزد سرش کلاه رفته و این چه رنجی است . ( دکتر شریعتی )

 

- فراموش کن آن چه را که نمی توانی به دست آوری و به دست بیاور آن چه را که نمی توانی فراموش کنی . ( ویلیام شکسپیر )

 

- همان طور که پیش تر ها سر چشمه ی سعادت ها در من نهفته بود ، اینک منشأ همه ی فلاکت ها در من است . ( گوته )

 

- آن گونه بنمای که هستی و آن گونه باش که می نمایی .

 

- دل آدما مثل یه جزیره ی دور افتاده است ؛ مهم نیست که چه کسی برای اوّلین بار پا توش میگذاره ، بلکه مهم اینه که کسی جزیره رو ترک نکنه .

 

- پاییز بهونه است برگ از درخت خسته میشه ،

زمستون بهونه است برف از آسمون خسته میشه ،

بهار بهونه است زمین از بی شکوفه موندن خسته میشه ،

اس.ام.اس بهونه است دلم برات تنگ میشه .

 

- یه سنگ کافیست برای شکستن یک شیشه ،

یک جمله کافیست برای شکستن یک قلب ،

یک ثانیه کافیست برای عاشق شدن ،

و یک دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی .

 

- می دونی چه موقع می فهمیم دنیا ۲ روزه ؟

وقتی هر کسی رو دوستش داری ، بهت میگه تا آخر دنیا باهاتم .

 

- تو را به دادگاه خواهند کشاند ، شاید به حبس محکوم شوی ، جزئیات جنایت معلوم نیست ؛

ولی . . . اثر انگشتت را روی قلبی شکسته پیدا کرده اند . 

 

- وقتی می بینمت می لرزم ، دست و پامو گم می کنم ، میخوام قایم بشم . . . آخه نمیدونی من چه قدر از سوسک می ترسم . 

 

- زانو نزن ؛ حتــّی اگر آسمان کوتاه تر از قدّ تو باشد . 

 

- میگن فردا قراره خوش تیپا رو بگیرن ، تو رو خدا از خونه بیرون نرو ؛ نمیگیرنت ، ضایع میشی . 

 

- پیرمرد نگران به افق نگاه می کرد و در فکر زمین شخم نزده اش بود و در انتظار آمدن گاوش ، امّا گاو بی خیال در حال خواندن این اس.ام.اس بود . 

 

- اگه تو کوچه پس کوچه های دلم گم شدی ، دنبال کسی نگرد که بهت آدرس بده . چون غیر از تو کسی اون جا نیست .                

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 16:56  توسط محمّد  | 

سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

 

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 16:9  توسط محمّد  |