تبليغاتX
نوشته های دلتنگی

  جناب آقای مهندس ! ابتدا یکی از زیباترین و متین ترین صحبت هایتان در باب رعایت قانون را یادآور می شوم : « همه در چارچوب قانون حرکت کنیم ؛ چرا که حـتـّـی اگر به قانونی اعـتـقاد نداشته باشیم ، راه درست تـغـیـیـر آن قانون ، باز هم از راه قانون است . »

بر این اساس لطفاً به هواداران خود اعلام فرمایـیـد آشوبگری ، توهین به دیگران ، بوق زدن ها و راه بــنــدان ها و ... هیچ کدام قانونی نیست و سنخیتی با اخـلاقــیـاتـی کـه شــمــا به آن اشـتـهار دارید ، ندارد .

بنده اطـّلاعی از کم و کیف قانون انتخابات ، آیین نامه ها و تبصره های آن ندارم ، امـّا با ملاک قرار دادن وجدان ، عـقـل و منطق پاسخ بسیاری از اشکالات و شبهاتی که جنابعالی به انتخابات ایراد و در نامه ای به شورای محترم نگهبان اعلام داشتید معلوم است :

الف - فرمودید اتــّهام به برخی شـخـصـیـت ها خوراک اصلی تـبـلـیـغـات انتخاباتی رقیب شما شده است . اوّلاً اگر رقیب شما برخی اشخاص را متــّهم کرد ، حضرتعالی بدتر از آن کردید ؛ هم برخی از اشخاص را متــّهم نمودید و هم این که مجموعه ی دولت و رییس جمهور را متــّهم به دروغ گویی ، خودرأیی ، خرافه گرایی و ... نمودید . ثانیاً فراموش نکنید که در هر رقابتی طرفین برای پیروزی خود به روش ها و ابزار مختـلفی متمسّک می شوند . این وظیفه ی داوران میدان است که تـشخیص دهـند که چه کسی خطا و یا تخلـّف داشته است و شما نمی توانید در جایگاه داور قرار گیرید . اگر به کسی اتــّهامی زده شده ، او خود می تواند از حـقــّـش دفاع کـند و نیاز به وکالت شما ندارد . ثـالـثـاً تا آن جا که بنده اخبار تبلیغاتی انتخابات رقیب شما را پیگیری کردم ، ایشان فقط در همان مناظره ی با شما از برخی اشخاص نام برده و در دیگر صحبت ها به هـوشـیـار کـردن مـردم و آگاهی بخشی در مورد جریان زیاده خواه و اشرافیت در کشور پرداخته است و بـرای مـصادیق آن در جایی عدد 200 نفر را ذکر کرده است و اگر به محض نام بردن از عناوینی کلـّی چون رانت خوار ، زیاده خواه و ... ذهن جامعه متبادر به برخی اشـخـاص خاص می شود این بیش از این که ناشی از کدگزاری رقیب شما باشد ، به سابقه ای باز می گردد که در طول زمان به هر دلیلی در ذهـن جامعه ایجاد شده و با وجود تلاش هایی که برای اصلاح آن صورت گرفته هنوز باقی است .

 

ب - فرموده اید رقیب شما مطالبی رابیان کرده که خلاف امـنـیّـت ملـّی بوده است . پاسخ این اشکال نیز در همان چارچوب پاسخ قبلی است . اوّلاً جنابعالی مسئول تـشخیص امور امنیتی از غیر امنیتی نیستید اگر واقعاً موضوعی خلاف امنیت ملـّی باشد ، شورای عالی امنیت ملـّی اوّل جایی است که بدون تسامح در مورد آن موضع می گیرد . ثانیاً اگر عمل مـجــرمــانــه ای صورت گرفته ، رسیدگی به آن مسئول دارد و شما نمی توانید در جــایــگــاه مــدّعـی العـموم قرار بگیرید ؛ مگر این که از شخص شما حقــّی تضییع شده باشد . ثـالـثـاً چون مسئولین مربوط در این امور اعلام جرمی نکرده اند ، جنابعالی نمی توانید در استدلال خود به آن متمسّک شوید . رابعاً شمایی که این قدر نگران امنیت ملـّی هستید ، این ایّام کجایـیـد ؟ نمی دانید که آشوبگران به اسم حمایت از شما ، شهر را به آشوب کشیده اند ، آسایش را از مردم سلب کرده اند ، امنیت ملـّی را به مخاطره انداخته اند و ... ؟! این شـعـار هـای مـقـدّس و سینه چاکی شما برای حفظ امنیت ، امنیت چه کسانی را تأمین می کـند ؟

 

ج - فرموده اید که با کارشـکـنی وزارت کشور ، نـمـایـنـدگان شما و برخی از سایر نامزدها نتوانسته اند در سر تعداد قابل توجّهی از صندوق های اخذ رأی و در هـنگــام تــجــمــیــع آرا حضور داشته باشند . اوّلاً شما تـنـها می توانید از حقّ خودتان دفاع کنید و مسائل سایر نامزدها از طریق شما قابل پیگیری نیست . ثانیاً اگر بر فرض نمایندگان شما به هر دلیلی بر سر برخی صندوق ها نبوده اند و شما نسبت به آن صندوق شک دارید ، از شورای نگهبان بخواهید که در حضور نمایندگان شما آن صندوق ها را بازشماری کنند و همین طور است مسأله ی تجمیع آرا . این امکانی هست که شورای نگهبان از ابتـدا اعلام کرده و مشکلی نبوده که خواسته باشید به علـّت عدم رسیدگی به آن مدّعی شوید .

د - به اعلام نـتـایـج شـمـارش آرا از سـوی وزارت کـشـور ایـراد گـرفـتـه اید و روش آن ها را به گونه ای معرّفی کرده اید که موجب التهاب اجتماعی و نگرانی شده است . اوّلاً ما به عنوان بخشی از مخاطبین اجتماعی اخبار نتایج شمارش ، به هیچ وجه از نحوه ی اعلام وزارت کشور نه احـسـاس الـتـهـاب کـردیـم و نــه نـگــرانـی . وزارت کــشــور بــه تـدریـج از بــامــداد روز بـیـسـت و سـوّم خـرداد شـروع به اعـلام نـتـایـج نـمـود و عـصـر هـمـان روز نتایج نهایی که به تأیـیـد شورای نگهبان و وزارت کشور رسیده بود را اعلام کرد . ثانیاً از همان اعلام های اوّل تـقـریباً نسبت آرای نامزدها معلوم شد و تـنها کافی بود که تعداد تعرفه های چاپ شده را کسی بداند تا به راحتی بتواند در ساعات اوّلیّه نتایج نهایی را تخمین بزند . ( ضمن این که حضور مردم بی سابقه بوده و از این رو اکثریّت قریب به اتــّـفاق تعرفه ها اسـتـفاده شد . )

 

هـ - می فرمایید که تعرفه کم بوده و به برخی از شعب نرسیده و در حالی که مردم هنوز در صف بودند ، کار برخی شعب پایان یافت . اوّلاً ایــن مــشــکـلات بــر فرض وجود داشتن ، هـیـچ تأثـیـری بر نسبت آرای نامزدها ندارد . ثانیاً در آن زمانی که تــعــرفه ها چاپ و در بین استان ها و بخش های مختلف توزیع می شد ، چه کسی پیش بینی این مــیــزان از حــضــور را می کرد ؛ طبیعی است در چنین شرایطی ممکن است مشکلاتی در تـوزیـع تـعـرفـه پـیش آید ، منتها اثر آن بر مجموع آرا است نه بر آرای نامزدی خاص . ثـالـثـاً در ایــن مــوضــوع نـیـز اگــر کـوتاهی از جانب وزارت کشور بوده ، چون مسأله ای عمومی است و به اصل برگزاری مراسم باز می گردد ، این شورای نگهبان است که می بایست مدّعی آن شود .

 

و - فرمودید در ضمن صحبت های رقیب شما در پایان فرصت تبلیغات و در برخی از سایت ها پیش از پایان رأی گیری و همچنین در تیتر برخی روزنامه ها ، پیروزی آقای احمدی نژاد از قبل پیش بینی شده و این حکایت از دستکاری در نتایج انتخابات دارد . اوّلاً باب پیش بینی نتایج انتخابات از مدّت ها قبل باز بود و هر کس به اسـتـنـاد دلایل خود ، نتیجه ای را حدس می زد . هواداران شما نیز از این قاعده مسـتـثـنـی نبودند ؛ به طوری که در شیراز جشن استقبال از پیروزی به راه انداختند و نه تنها در لحظات پایانی بلکه از مدّت ها قبل شما را فاتح مطلق میدان می دیدند . ثانیاً شما بر اساس چه منطقی بین پیش بینی انتخابات و دستکاری در نتایج رابطه ی مسـتـقـیـم برقرار کرده اید ؟ بنده وکیل مدافع کسی نیستم ، امـّا شما که اتــّهام بر دیگران را نیز بر نمی تابید ، چگونه حاضر می شوید چنین اتــّهام بزرگی را به دیگران بزنید ؟

 

ز- فرموده اید که از امکانات دولتی برای تبلیغ رقـیـبـتـان استفاده شده است . اوّلاً به حقیر بگویـیـد کدام یک از نامزدها استـفاده نکرده اند ؟ آیا شما مـیـتـیـنـگ های انتخاباتی خود را در بــیـابان برگـزار کـردید ؟ سالن کنفرانس برج میلاد جزو اموال شخصی چه کسی است ؟ استادیوم های ورزشی چه طور ؟ سالن آمفی تئاتر روزنامه ی اطـّلاعات چه ؟ و ... آیا اساساً متصوّر است که بدون بسترسازی و تسهیلاتی که دولت فراهم می کند ، چنین فعّالیّت های تبلیغی وسیعی از سوی کـلـّیـّه ی نامزدها در سطح کشور برگزار شود ؟ ثانیاً صداوسیما مدّت ها پیش از شروع زمان قانونی تبلیغات ، اخبار فعّالیّت های انتخابانی شما را پخش می کرد و رسانه ای با این عظمت ، قیمت و برد ملـّی و جهانی در خدمت شما بود ، آیا آن موقع حواستان نبود که برای بیت المال دلسوزی کـنـیـد و از صداوسیما بخواهید چنین خاص خرج نکند ؟ جالب است که در همان ایّام از آن جایی که نکند شائبه ی اسـتـفـاده ی رقیب شما از رسانه ی ملـّی پیش آید ، صداوسیما اخبار معمول دولت را تا حدّ زیادی محدود کرده بود و عملاً تریـبـونش در خدمت شما و یـکـی دیـگـر از نـامـزدهـای مـحـتـرم قرار گرفته بود . بگذریم که به طور کاملاً اتــّـفـاقی در ایّام سالگرد آزادی خرّمشهر برنامه های مسـتـنـد تـلویزیون نیز شرایط مناسبی را برای طرح چهره ی جنابعالی فراهم کرد .

 

ح - فرموده اید که نیروهای مسلـّح و بسیج در انتخابات دخالت کرده و به میتینگ های رقیب شما رفته اند . اوّلا من تأسّـف می خورم که با گذشت سی سال از انقلاب هـنـوز حـتــّی کسانی در طراز شما معنی واضح دخالت نظامیان در انتخابات را نمی دانند . دخالت یعنی این که نیروهای نظامی با قـوّه ی قهریه ی خود بر آرای مردم اثر بگذارند ، نه این که هر کس نظامی شد دیگر حقّ آزادی بیان ندارد و نتواند همچون سایر مردم در مورد نامزد دلخواه خود صحبت کند و در مجالس او حاضر شود . ثانیاً عدّه ی قابل توجّهی از نظامیان و بـسـیـجـیان طرفدار شما بودند ، در مورد شما تبلیغ و از شما حمایت می کردند و خوشبختانه این انــتــخــابــات بــه گـونه ای شکل گرفت که همه ی نامزدها در بین گروه ها و اقشار مختـلف دارای پایگاه بودند .

 

نکته ی آخر این که خیلی از اشکالاتی که شما مطرح کرده اید ، به مسائلی باز می گردد که پیش از برگزاری انتخابات بوده و یا به عبارتی مربـوط به مـقـدّمـات انـتـخابـات بوده است . وقتی ما می بـیـنـیـم که جنابعالی با انگیزه بر صندوق های رأی حاضر می شوید و پـیـام هـای نـویـدبـخـش می دهـیـد و قـبـل از پایان رأی گیری در کـنـفـرانس خبری حاضر شده و خود را بـرنـده مـعـرّفی می کنید ، معلوم می شود مقدّمات با هر اشکال احتمالی که در آن بوده در نزد شما موجب مخدوش شدن اصل برگزاری انـتـخـابـات نـمـی شود که اگر غیر این بود قطعاً در اعتراض به آن اصلاً در انتخابات شرکت نمی کردید .

 

جـنـاب آقای مــهــنـدس مــطـمـئـن باشید این مرکبی که شما بر آن سوار شـده اید یـا شـمـا را بـه زمـیـن مـــی زنـــد و یـــا بـــه ناکجاآباد می برد . پس اصرار نداشته باشید که از آن سواری بگیرید ! با اقدامی که شایسته ی شـخـصـیـت شـمـاسـت ، خواب دشمنان انقلاب اسلامی را آشفته کنید و قلب دلسوزان نظام را شاد سازید .

+ نوشته شده در  88/03/30ساعت 9:30  توسط محمّد  | 

 

مجموع آرای مأخوذه : ۳۹,۱۶۵,۱۹۱ رأی

درصد مشارکت : ۷۷/۸۴ ٪

 

دکتر محمود احمدی نژاد : ۲۴,۵۲۷,۵۱۶ رأی معادل ۶۳/۶۲ ٪ کلّ آرا

میر حسین موسوی : ۱۳,۲۱۶,۴۱۱ رأی معادل ۷۵/۳۳ ٪ کلّ آرا

محسن رضایی : ۶۷۸,۲۴۰ رأی معادل ۷۳/۱ ٪ کلّ آرا

مهدی کروبی : ۳۳۳,۶۳۵ رأی معادل ۸۵/۰ ٪ کلّ آرا

 

آرای سـفـیـد و باطـله : ۴۰۹,۳۸۹ رأی معادل ۰۴/۱ ٪ کلّ آرا

+ نوشته شده در  88/03/26ساعت 21:1  توسط محمّد  | 

آخرین مطلب من مربوط به شنبه است که طبق آمار ساعت ۸ صبح دکتر محمود احمدی نژاد پیروز انتخابات بود . تا پایان روز نتیجه ی قطعی اعلام شد و نتایج تقریباً با همان نسبت قبلی ادامه یافت . از شنبه شب تا الآن هرچه سعی کردم تا بتوانم مطلب جدیدی را کار کنم ، متأسـّـفانه سایت بلاگفا و به تبع آن وبلاگ من قطع بود . SMSها که از پنج شنبه شب قطع شده بودند . خطوط تلفن همراه هم تمام شب قطع بودند . از همه ی این ها که بگذریم ، مهم ترین خبر روزهای پس از انتخابات ، همانا اغتشاشات و درگیری هایی بود که هواداران منتسب به جناب مستطاب میر حسین موسوی مسبّب آن بودند و به بهانه ی واهی تقلـّب در انتخابات ، شهر را جولانگاه خود کرده و با همراهی اراذل و اوباش اقدام به آتش زدن سطل های زباله و اتوبوس ها و همچنین صدمه زدن به وسایل عمومی نمودند . اینان به تبعیّت از مراد و مقتدای خویش و در ادامه ی موج سبز خود در ساعات پایانی شب به هیچ جنبنده ی جاندار و غیر جانداری رحم نمی کنند و خوراک خبری خوبی را برای رسانه های بیگانه فراهم آورده اند . حتــّی دیدار عصر یک شنبه ی موسوی به رهبر معظـّم انقلاب هم باعث نشد تا وی از مواضع خود دست بردارد و کماکان طرفداران خود را به ادامه ی تجمـّـعات غیر قانونی تشویق و تهییج می کند و با بیانیه های خود اسباب احساسی شدن  هرچه بیش تر جوانان را موجب می گردد .

در این باره حرف های بیش تری خواهیم گفت .  

+ نوشته شده در  88/03/26ساعت 20:20  توسط محمّد  | 

نام حماسه بر این روز نهادم ، نه به خاطر پیروزی مجدّد دکتر محمود احمدی نژاد ـ که این امری بود بسیار بدیهی و حتمی ـ بلکه از آن رو حماسه گفتم که تا حضور مردم به معنای واقعی حدّاکثری بود . طبق آخرین آماری که ساعت ۸ صبح اعلام شد ، از مجموع ۳۷۴۲۰ صندوق شمارش شده که ۸۱٪ کلّ صندوق ها به شمار می رود ، تعداد ۳۰,۵۰۶,۴۲۲ شمارش گردید و پیش بینی ها از حضور بین ۷۵ تا ۸۰ درصدی مردم خبر می دهد . گرچه اگر این آمار به بالای ۸۰ درصد نیز رسید نباید چندان متعجّب بود ؛ چرا که روز گذشته و در تمامی شعب اخذ رأی ، ساعت انتخابات تا ۲۲ تمدید شده بود .

امـّـا نتایج شمارش آرا تا ساعت ۸ صبح :

دکتر محمود احمدی نژاد با ۱۹,۷۶۱,۴۳۳ رأی و ۷۸/۶۴ ٪ کلّ آرا

مهندس میر حسین موسوی خامنه با ۹,۸۴۱,۰۵۶ رأی و ۲۶/۳۲ ٪ کلّ آرا

دکتر محسن رضایی میرقائد با ۶۳۳,۰۴۸ رأی و ۰۷/۲ ٪ کلّ آرا

حجّـة الاسلام مهدی کروبی با ۲۷۰,۸۸۵ رأی و ۸۹/۰ ٪ کلّ آرا

+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 9:20  توسط محمّد  | 
 

دهـمـیـن دوره ی انـتـخـابات ریاست جمهوری از ساعت ۸ صـبح روز جـمـعـه ۲۲ خـرداد مـاه ســال ۱۳۸۸ آغـــاز شـــد و بــه مــدّت ۱۰ ســاعـت ادامـه خــواهـــد داشــت . در ایــن دوره ۴۶ مـیـلـیـون و ۲۰۰ هـــزار نـــفـــر واجـد شـرایـط رأی دادن هـسـتـنـد و ۴۵۷۱۳ حـوزه ی اخـــذ رأی در نـــظـــر گرفـتـه شـده اسـت . ضـمـن ایـن که ۳۰۴ صـنـدوق ســیّـار نـیـز برای ایـن دوره تـعـیـیـن گـردیـده است . در ادامه ، واجـدیــن شــرایــط رأی دادن بــه تـفـکـیـک مـحـلّ زنـدگـی تـقـدیـم مـی گـردد :

+ نوشته شده در  88/03/22ساعت 13:18  توسط محمّد  | 
 

در ایـن خاک

             در ایـن مزرعـه ی پـاک

                                   به جـز عـشـق ، بـه جـز مهـر ولایـت

                                                                            دگـر هـیـچ نـکـاریـم .

+ نوشته شده در  88/03/22ساعت 12:31  توسط محمّد  | 

 

. . . و ایـنـک جـنـگ احـزاب سـال ۱۴۳۰ در شـرف وقـوع اسـت . . .

عـلـی هـای زمـان کـجـا هـسـتـنـد تـا پـیـغـام بـر حـقّ و عـدالـت و مـهـرورزی ایـران را از چـنـگـال عـمـرو بـن عـبـدودهـا برهـانـنـد ؟

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت 3:13  توسط محمّد  | 

حدود ۵ روز دیگر به دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی است ! بی مناسبت نیست که از نگاه آمار و ارقام نگاهی گذرا داشته باشیم بر آن چه طیّ نه دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته است :

+ نوشته شده در  88/03/18ساعت 1:43  توسط محمّد  | 

إنـّا نـَرغـَبُ إلـَیکَ في دَولـَةٍ کـَریمـَةٍ

تــُعـِـزُّ بـِـها الإسلامَ وَ أهـلـَهُ و تــُذِلُّ بـِـها الـنـِّـفاقَ وَ أهـلـَه

 

مـقـایـسـه کـنـیـد !!!

 

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 15:10  توسط محمّد  | 
 

روزگار می چـرخد ؛ امّـا نه همیشه یک جـور ! آدم ها هم توی این گردش می آیند و می روند ؛ امـّـا نه همیشه یک جور . بعضی ها را گردش روزگار آن قدر می تکاند که سرگیجه می گیرند . بعضی هم روزگار را می تکانند تا سرگیجه ی مردم برطرف شود . صحبت از مردی است که روزگار بعید است مثل او را دوباره ببیند . او یک امام بود و امام بودن را به همه ی رهبران ریز و درشت دنیا آموخت . مرد بزرگ همیشه و همه جا بزرگ است و مرد بزرگ ما ، امام این گونه بود .

 

هــم زمــان با کسالت امام و وخیم شدن حال عمومی ایشان و با توجّه به عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری ، بزرگ ترین سؤالی که ذهن مسئولان و دلسوزان نظام را به خود مشغول ساخته بود ، این بود که چه کسی باید رهبر باشد ؟ سؤالی که شاید دغدغه ای بزرگ می نمود ؛ سؤالی که باید خیلی زود به جوابی خوب می رسید . این در حالی بود که رسانه های خارجی به خصوص رادیو صدای آمریکا و رادیو اسرائیل شروع به زمینه سازی برای جنگ قدرت در مورد جانشین رهبری کرده بودند . آن چه در پی می آید ، گزارشی اجمالی از انتخاب دوّمین رهبر انقلاب اسلامی در ایران است :

حال امام بد شده بود . آن قدر که بعد از مدّتی برای تحت نظر بودن در بیمارستان بستری شدند . تمام اخبار و اطـّلاعات درباره ی وضعیـّت امام به سران اطـّلاع داده شد . امیدی نبود . از همان موقع نگرانی هایی درباره ی رهبر آینده شروع شد . در روز پایانی عمر امام ، سران نظام و مجلس خبرگان جلسه ای در همین زمینه تشکیل دادند . در این جلسه دو دیدگاه مطرح شد ؛ رهبری فردی و رهبری شورایی . اتــّـفاق نظر بیش تر روی رهبری شورایی بود . ولی نکته همین جا بود که در کمیسیون ولایت فقیه ، شورایی بودن رد شده بود . با همه ی اعضای خبرگان تماس برقرار شد و از آنان خواسته شد که به جلسه ای فوق العاده بیایند .خبر فوت امام را که حاج احمد آقا به مسئولان رساند ، ولوله ای میان بزرگان افتاد . همه دل شان شکسته بود .

در بــرهــه ای آیت الله منتظری قائم مقام ولی فقیه بود . این جایگاه از طرف خبرگان با عنوان قائم مقام تعریف نشد و تصمیمی که خبرگان رهبری در سال 1364 به آن رسیدند ، این بود که در آن زمان آقای منتظری را مصداق اصل 107 قانون اساسی می داند که مورد پذیرش مردم برای رهـبـری آیـنـده ی جـمـهـوری اسلامی است . قرار بر این شد که این خبر علنی نشود . ولی زمزمه های اعضای خبرگان ، زمینه سازی مطبوعات و نزدیکان آقای منتظری باعث شد که این خبر صورت رسمی و علنی بگیرد و بعد از آن نهادی به نام « قائم مقام رهبری » که بسیاری از تصمیمات در آن گرفته می شد ، به وجود بیاید . مدّتی بعد ، برخی از مسائل سبب شد امام در نامه ای عملاً ایشان را از این مقام عزل نماید . در این بین دو نفر از معتمدان به مذاکره با وی پرداخته و نتیجه ی این مذاکرات ، نامه ی استعفای آقای منتظری شد .

در جلسه ی خبرگان بعد از رحلت امام ، نخستین بحث ، استعفای آقای منتظری بود . برای رفع هرگونه شبهه ای ، مجلس خبرگان که پیش از این ایشان را به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب کرده بودند ، استعفای آقای منتظری را پذیرفتند تا شرایط انتخاب رهبر جدید فراهم شود .

سپس بحث مرجعیّت پیش آمد که یکی از شرایط رهبری بود . در اصل 107 و 109 قانون اساسی « قبل از بازنگری » صحبت از شرط فوق به میان آمده بود و مراد از این اصل شخصی بود که در بین مردم به عنوان مرجع تـقـلید شناخته شده بود . گرچه امام قبلاً در پاسخ نامه ی آقای مشکینی ، جواب داده بود : « ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم . باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند . من از ابتدا معتقد بوده و اصرار داشتم که شرط مرجعیّت لازم نیست . مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم ، کفایت می کند . »

عدّه ای نظر امام را به عنوان حکم حکومتی استـناد می کردند و گروهی دیگر با این استدلال که نظر امام نباید ملاک عمل مجلس قرار بگیرد ، بر اصل مرجعیّت تأکید داشتند .

برخی آیت الله گلپایگانی را برای رهبری معرّفی کردند و تأکیدشان بر مرجعیّت ایشان بود . از آن جایی که ایشان با توجّه به ضعف جسمانی ممکن بود نتوانند به خوبی از عهده ی امور برآیند ، آقای خامنه ای را به عنوان جانشین تعیین کردند . عدّه ای هم از شورای رهبری دفاع می کردند که در این باره سه پیشنهاد با ترکیب های مختلف ذکر شد . مورد مهم آن که در هر سه ترکیب 3 ، 5 و ۵ نفره ، آقای خامنه ای به عنوان نفر اوّل مطرح بودند . بعد از کش و قوس های فراوان رأی گیری صورت گرفت و بر این اساس 45 نفر به رهبری فرد و بیست و چند نفر به شورای رهبری رأی دادند ؛ نکته ی جالب این جا بود که رییس جمهور وقت ، آیت الله خامنه ای ، یکی از مخالفان رهبری فرد بود .

در اثنای جلسه عدّه ای نام آقای خامنه ای را مطرح کردند . اوّلین کسی که به مخالفت با این پـیـشـنـهـاد پـرداخـت ، خودشان بودند . مخالفت خود ایشان که از سر احساس مسئولیت و تواضع بود ، در نظر اعضای مجلس تأثیری نداشت . و به این ترتیب آقای خامنه ای به عنوان کاندیدای اصلی رهبری معرّفی شدند . ولی بعد از آن بحث اصلی راجع به این بود که آیا ایشان صلاحیت رهبری دارند یا خیر ؟

یکی از عوامل بسیار مهم علاوه بر اجماع کلــّـی مجلس خبرگان رهبری که باعث شد بعضی از شبهات درباره ی صلاحیت و مرجعیّت آیت الله خامنه ای مرتفع شود ، جلسه ای بود که با حضور سران سه قوّه و مسئولان نظام خدمت امام تشکیل شده بود . در این جلسه سران مملکت نگرانی خودشان را از خلأ رهبری بعد از ایشان ابراز می کنند و امام در پاسخ آن ها می گوید : « خلأ رهبری پیش نمی آید ؛ همین آقای خامنه ای . » در این جلسه آقای خامنه ای از امام درخواست می کنند که ذکر مطالب این جلسه را تحریم کند و امام نیز چنین می کند . ماجرای این جلسه در مجلس خبرگان توسّط حاضران تأیید شد . آقای هاشمی رفسنجانی نیز درباره ی این موضوع گفـتـنـد : « در جلسه ای که تـنـهایی خدمت امام رسیدم ، مطالب خود را با صراحت بیش تر بیان کردم و گفتم : آقا با وضعیت به وجود امده درباره ی رهبری چه کنیم ؟ ما کـسـی را نـداریـم . امــام فــرمــودنـد : با وجود آقای خامنه ای چرا این قدر تردید به خود راه می دهید ؟ » آقای هاشمی رفسنجانی همچنین آیت الله موسوی اردبیلی را هم به عنوان شاهد می گیرد و ایشان نیز خاطره ای از طــرف حــاج ســیّد احمد خمینی ذکر می کند : « وقتی که آقای خامنه ای رییس جمهور بودند ، به سفر کره شمالی رفــتــه بــودنــد که تــصــاویر آن هم از تلویزیون پخش می شد . در این حین حاج احمد می گوید : ایشان واقعاً صلاحیت ریاست جمهوری را دارند . حضرت امام هم در پاسخ می فرمایند : بلکه برای رهبری هم صلاحیت دارد . » این نقل قول ها به همه ی تردیدها پایان داد . سرانجام در رأی گیری نهایی 9/80 % حاضران که شامل 72 % کلّ اعضا بودند ، به رهبری ایشان رأی دادند .

وقتی جلسه تمام شد و حاضران قصد خروج از سالن را داشتند ، کنار در ، آیت الله مشکینی رییس وقت مجلس خبرگان به آقای خامنه ای تعارف می کند و می گوید : « شما دیگر بر ما ولایت دارید ؛ شما بفرمایید . »

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 2:24  توسط محمّد  |